کلیشه¬های تبعیض جنسیتی موجود در کتاب «دری» صنف دوم

چنان¬که در نخستین مقاله از سلسله مقالات «کلیشه¬های تبعیض جنسیتی در کتاب¬های دری» (نون، ۱۳۹۸، ش ۲) به اهمیت نقش مواد آموزشی در بازتولید تبعیض¬های مبتنی بر جنسیت پرداخته شد، تکرار این مطلب ضرورت می¬یابد که مواد آموزشی در بستر نظام تعلیم و تربیه، مهم¬ترین ابزاری است که در کنار سایر عوامل جامعه¬پذیری، نقش پررنگی در شکل¬دهی جهان¬بینی کودکان ایفا می-کند. کتاب درسی منحیث یکی از منابع اصلی، حکم پارادایم رشد اندیشه را دارد که دانش¬آموز یافته-های بیرونی را در بازخورد با محتویات آن درونی نموده، جنبه واقعیت می¬بخشد. در واقع، دانش-آموزان از طریق یادگیری محتوای کتاب¬های درسی در کنار سایر واقعیت¬های زندگی اجتماعی، الگوهای رایج نابرابری و میکانیزم¬های موجه¬سازی نابرابرای¬های فوق در جامعه را نیز می¬آموزند. آنان به آگاهی جنسیتی دست می¬یابند که در نهایت شالوده¬ی فکری و رفتاری دانش¬آموزان نسبت به جنس دیگر در زندگی آینده¬ی شان را رقم می¬زند. از همین¬رو، تحلیل انتقادی محتوای کتاب و پاک-سازی کتاب¬ها از کلیشه¬های تبعیض¬آمیز می¬تواند روند ترویج برابری جنسیتی را سرعت بخشد. بنابراین، این مقاله به بررسی کلیشه¬های تبعیض جنسیتی در کتاب «دری» صنف دوم می¬پردازد. در جستار از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی به منظور پاسخ دادن به پرسش پژوهش «کدام کلیشه¬های تبعیض جنسیتی در کتاب دری صنف دوم وجود دارد؟» استفاده گردیده است.
مرور توصیفی
اگر با یک نگاه کلی آغاز نماییم، کتاب دری صنف دوم دارای چهار مؤلف است که دو تن آنان را مردان و دو تن دیگر را زنان شکل می¬دهد. اما تمام اعضای کمیته¬¬ «دینی، سیاسی و فرهنگی»، کمیته¬ «نظارت» و کمیته¬ «طرح و دیزاین» مردان هستند. بر طبق روال، این کتاب نیز با پیامی از وزیر معارف آغاز می¬گردد که یک مرد است. در این کتاب با حفظ تکرار، ۴۲۰ شخصیت مذکر و مؤنث نشان داده است که از آن، ۲۰۳ شخصیت انسان می¬باشد؛ طوری¬که ۶۹٫۱% شخصیت¬های مرد و ۳۰٫۸% را زنان شکل می¬دهد. در این کتاب هفت شغل درآمدزا مطرح گردیده است که ۵ شغل متعلق به مردان (دهقان، قصاب، راننده، پولیس و معلم) (۶۰%) و ۲ شغل به زنان (معلم و خیاط) (۴۰%) تعلق می¬گیرد. در مجموع ۴۱ نقش اصلی در کتاب معرفی گردیده است که ۲۲ نقش آن به زنان و متباقی به مردان باز می¬گردد.
تحلیل یافته¬ها
از مرور توصیفی چنین بر می¬آید که مانند کتاب دری صنف اول، در محتوای این کتاب نیز روحیه مردانه بیش¬تر حاکم است. چنان¬که در مقدمه ذکر آن رفت، شخصیت¬های موجود در کتاب برای کودکان حکم الگو را دارند و آنان دانش¬های مربوط به خودشان را در بازخورد با جنس الگوها تقویت نموده، هویت شان را می¬سازند. آغاز کتاب با پیام وزیر مرد، عدم حضور زنان در کمیته¬های تألیف و معرفی مشاغل کلیشه¬آمیز جنسیتی ناآگاهانه باعث می¬گردد مشاغل و موقعیت¬های مهم مردانه تلقی گردد. به عبارتی، وقتی وزیر و اعضای کمیته¬ نظارت مرد هستند، این باور به کودکان تلقین می¬گردد که جایگاه بالا و مقتدر مختص جنس مذکر است. هنگامی که در بیش¬تر مشاغل درآمدزا، مردان کار کنند، این باور کلیشه¬ای تقویت می¬شود که شغل¬های چون قصابی، دهقانی، رانندگی و سربازی مشاغل مردانه است. در واقع، این کلیشه¬ها از سوی جامعه و سایر عوامل جامعه¬پذیری تقویت می¬گردد. به سخن دیگر، وقتی کودک در بازار بیرون می¬شود، مردان را در حال قصابی می¬بینند؛ هنگامی بازدید از مزارع، مردان در کشت¬زارها دیده می¬شوند و وقتی عبور از سرک¬ها، چهارراه¬ها و پوسته¬های امنتی، مردان را تفنگ به دوش می¬بینند. از طرفی، زنان را همواره معلم یا خیاط ببینند. این نگرش رشد می¬کند که مشاغل بیرونی مردانه اند و حضور زنان در آن مشاغل خلاف واقعیت طبیعی است. در چنین وضعیتی، انتظار می¬رود مواد کتب درسی این کلیشه¬ها را به چالش بکشد؛ زیرا کتاب¬ها با توجه به مرجعیت نظام آموزشی و اهمیت آموزش، دارای اقتدار و قدرت بازشکل¬دهی جهان¬بینی دانش آموزان است. اما اگر محتوای کتاب¬ها نیز این کلیشه¬ها را تقویت کند، در آن¬صورت، کلیشه¬های مذکور و به تبع آن، نابرابری¬های جنسیتی همچنان در جهان¬بینی کودکان امروز و کارگزاران فردا رشد می¬کند. چه بسا اگر آنان در آینده با استناد به همین الگوها به بازتولید این کلیشه¬های تبعیض¬آمیز اقدام کنند.
کلیشه¬ها تنها در مشاغل، مؤلف و اعضای کمیته¬ها خلاصه نمی¬گردد. در واقع، تمام بخش¬های کتاب که به ابعاد مختلف زندگی می¬پردازد، آکنده از کلیشه¬های تبعیض¬آمیز است. به طور نمونه، در کل کتاب زنان و دختران بیش¬تر در محیط خانه ولی مردان و پسران بیرون دیده می¬شود. زنان و دختران حتا در محیط خانه نیز با پوشش سنتی نشان داده شده است که از آن می¬شود برداشت نمود که کتاب پوشش سنتی را ترجیح می¬دهد. این در کنار نگرش منفی کل جامعه می¬تواند آزادی انتخاب در پوشش را به چالش بکشد. زنان غالباً در نقش¬های مادری، معلمی و خیاط مشاهده می¬شود که این دو در حقیقت مصداق کلیشه¬ی معروفی است که زنان معمولا در نقش¬های وانمودی تصویر می-گردد. شایان ذکر است که در این کتاب همواره دختران در خانه و مشغول انجام کارهای خانه اند، اما پسران در بیرون از خانه و مشاغل کارهای درآمدزا هستند.
نکته قابل تأمل دیگر در مناسبات دختران و پسران است؛ طوری¬که در این کتاب هرگاه دختر و پسری بایکدیگر تصویر گردیده است، در متن اذعان گردیده است که آنان برادر و خواهرند. در کتاب به وضوح دیده می¬شود که این دختران هستند که همواره از پسران کمک می¬طلبند و پس دریافت مساعدت، از پسران تقدیر می¬کنند. در مقابل، هرگاه دختران به پسران پیشنهاد یا راهکاری می¬دهد، از سوی آنان با بی¬میلی و بی¬توجهی روبرو می¬شود؛ طوری¬که نمونه¬های آن در درس «مادر» ص ۱۲۷ و درس «اتحاد» در صفحه ۱۵۳ مشهود است. الگوی دیگری که در مناسبات دختران و پسران دیده می¬شود این است که در غالب تصاویر دختران یک قدم عقب¬تر از پسران دیده می¬شوند.
علاوه بر موارد مذکور، در این کتاب به ورزش، تفریح و سرگرمی نیز پرداخته شده است؛ به گونه¬-ی که سرگرمی¬های دختران در مورد فقط به تفریح در باغ توأم با همراهی مادر خلاصه می¬گردد. در حالی¬که برای پسران سرگرمی¬های چون آب¬بازی، توپ¬بازی، بایسکل¬سواری و … معرفی گردیده است. این رویکرد مبین کلیشه معمولی تبعیض علیه زنان و دختران در سرگرمی¬ها می¬باشد. در حقیقت این سوال مطرح می¬شود: چرا دختران در حال آب¬بازی، بایسکل¬سواری یا توپ¬بازی دیده نمی¬شود؟ این ورزش¬ها مناسب جنسیت آنان نیست؟
در کابرد صفات نیز الگوهای کلیشه¬های تبعیض مشهود است. به گونه¬ی که زنان عموماً با اوصافی چون مهربان، دلسوز، قدردان و … توصیف می¬¬گردد. تفکیک جنسیتی در صحنه¬های خانوادگی نیز مشهود است؛ طوری¬که در صفحه ۹۸ تصویری از یک خانه قرار گرفته است. در این تصویر، زن، مرد و دو طفل شان در حال نوشیدن چای دیده می¬شود؛ طوری¬که پسر خانواده در نزدیک پدر و دختر خانواده در نزدیک مادر نشسته است. در دست پسر لیوان بزرگ و همسنگ لیوان¬های پدر و مادر، اما در دست دخترک لیوان کوچکی مشاهده می¬گردد. الگوی سلسله مراتب در این کتاب نیز مطابق کلیشه¬ها است. به گونه¬ی که در تصاویر خانوادگی پدر در رأس خانواده نشسته می¬باشد و مادر خانواده نیز معمولاً در حال خواباندن طفل، توزیع غذا، چای، آب یا سایر کارهای خانه دیده می¬شود. از طرفی، در صفحه ۱۴۰ کتاب یک تصویر از مسجدی قرار دارد. در این تصویر، تمام کسانی که در مسجد هستند مردان اند. در واقع، باتوجه به جایگاه دین در جامعه افغانی، عدم حضور زنان در نهاد دینی این واقعیت را تأکید می¬کند که نهاد دین نیز در انحصار مردان اند و بس.
نتیجه¬گیری
در محتوای کتاب دری صنف دوم کلیشه¬های مختلف تبعیض جنسیتی دیده می¬شود. حضور کم¬رنگ زنان در میان شخصیت¬های کتاب، ظاهر شدن مردان در نقش¬های اصلی، تقسیم کار جنسیتی که در آن زنان و دختران عموماً در محیط خانه و مصروف کارهای خانه در حالی¬که مردان و پسران در محیط بیرون در حال انجام کارهای درآمدزا هستند، کلیشه¬های است که در این کتاب بسیار برجسته است. در کتاب دری صنف دوم، تفریح و ورزش هم کاملاً کلیشه¬ای نشان داده شده است؛ طوری¬که پسران در حال انجام ورزش¬های متنوع اند، اما دختران فقط در باغ و در کنار مادر دیده می¬شود. مناسبات زنان و مردان نیز در این کتاب از الگوهای کلیشه¬ای متابعت می¬کند. به گونه¬ی که در مردان در جایگاه¬ها و نقش بهتر و قدرتمندتر مانند پدر، برادر حمایت¬گر و …. در کتاب هر جا دختر و پسری تصویر گردیده است، فورا در متن توضیح داده شده است که روابط آنان از جنس خواهر برادری است. این مصداق کلیشه معمول است که دختران و پسران جز رابطه¬ی برادری-خواهری نمی¬توانند باهم مراوده کنند حتا در حد دوست و به عنوان کودک. در نهایت باید گفت، محتوای کتاب دری صنف دوم نیازمند بازنگری جنسیتی می¬باشد.
منابع
منزه کوهستانی، مریم و همکاران (۱۳۹۶). کتاب دری صنف دوم. کابل: وزارت معارف افغانستان.
میشل، آندرا (۱۳۷۶). پیکار با تبعیض جنسی: پاک¬سازی کتاب، خانه، مدرسه و جامعه از کلیشه-های تبعیض جنسی. ترجمة محمد جعفر پوینده. تهران: انتشارات نگاه.
استراوس، آنسلم؛ کربین، جولیت (۱۳۹۱). مبانی پژوهش کیفی: فنون و مراحل تولید نظریه¬ی زمینه¬ای. ترجمه¬ی ابراهیم افشار. تهران: نشرنی.

Zeen is a next generation WordPress theme. It’s powerful, beautifully designed and comes with everything you need to engage your visitors and increase conversions.